گـُوبـــاره | |||
Monday, December 14, 2009
انسان نادان بسيار زود سربراه و قالب بندی میشود و آسان میتواند دستاويز خواستها و خواهشهای ديگران گردد. اين چگونگی اگر با تهيدستی نيزهمراه باشد، کار را بسيار آسانتر میکند. میگويند که؛ "شکم گرسنه کافراست." اين بدان معناست که انسان گرسنه آمادگی بيشتری برای تن دادن به کارهايی که ديگران از آن سر بازمی زنند، دارد. آوردهاند که آغامحمدخان قاجار به جانشین خود هشدار داد که؛ "اگر میخواهی بر این مردم حکومت کنی آنها را گرسنه و بیسواد نگه دار" دنبــــاله.... Post a Comment Sunday, December 06, 2009
........................................ كه گوباره را شرح و تفسير نيست برآن بودند كه خرسوارى "بدعت گذارى" در كار خداست كه گفته اند؛ " از تو حركت، از خدا بركت. نگفته بودند كه از خر حركت از خدا بركت. آنان هر آنچه را درباره زيانمندى اين كار مى توان پنداشت و گفت و نوشت، پنداشتند و گفتند و نوشتند. اين كه ...... دنبــــاله Post a Comment Wednesday, December 02, 2009
حکومت مرگ برآمريکا پيرو سياست "مرگ برآمريکا"ست. يعنی که از چشمانداز سياست مدرن و استراتژیهای سياسی آن نمیتوان سياست اين حکومت را بررسيد. سياست چيزیست و سياست "مرگ برآمريکا"، چيزی ديگر. سياست، ابزار گره گشايی بی خشونت از کلاف گوريده و درهم ِ گرفتاریهای بی سرنخ است. گرفتاریهايی که در نخستين نگاه، ناگشودنی و بی راه چاره مینمايد. آنجا که ستيز بر سر چيزی، دو يا چند نفر، يا دو گروه و يا دو کشور يا بيشتر را با هم سرشاخ میکند، پای سياست به ميان کشيده میشود تا با کمک آن آتش فتنه فرو نشيند و از درگيری جنگ جلوگيری شود. پس جنگ، نشانه شکست سياست است و از آنجايی آغاز میشود که ...... دنبـــــاله Post a Comment Sunday, November 29, 2009چندیست که برخی به اسلام "پيله" کردهاند و مبارزه را در بد و بيراه گفتن به اسلام و مسلمانی يافتهاند. اين کار میتواند برای آنان که دل ِ پُری از حکومت ايران دارند، دلگشا باشد، اما بازتاب ديگری درپی نخواهد داشت. البته اين کار پيش از انقلاب میتوانست بهنگام و سودمند باشد اما امروز نيم سدهای دير شدهاست. مگر حکومتيان نگفتهاند که "برای حفظ نظام اگر لازم باشد از اصول دين هم میتوان و بايد گذشت." پس اگر چنين باشد، اين گونه زجزخوانی برای چيست و يا برای کيست؟
يکی از گرفتاریهای بزرگ کشورهای پيرامونی اين است که درآنها گاه گرفتاریهای خصوصی زورمندان همگانی میشود و گرفتاریهای همگانی، خصوصی. نمونه؟ پسر قذافی را در سوئيس برای آزاد دادن کلفتاش به دادگاه میبرند (خصوصی). قذافی در رسانههای همگانی جهان به بدوبيراه گفتن به دولت سوئيس میپردازد و آرزو میکند که بمب اتمی میداشت تا آن را بیدرنگ بسوی سوئيس پرتاب کند (همگانی). کسی از احمدینژاد انتقاد میکند (خصوصی). او را به دادگاه میکشند و با زدن برچسب جاسوس انگليس و دشمن ملت به زندان میاندازند (همگانی). نويسندهای پرتاب میشود به گوشه بی رسانه ِ تنهايی و گمنامی پناهندگی (خصوصی). برای گريز از تنهايی و بی رسانگی، نهضتی برای " زنده کردن صنعت کشک سابی" راه میاندازد و اين صنعت را تنها راه نجات ايران میخواند و با بوق و کرنا شب و روز، جا و بيجا به "اشاعه" آن میپردازد (همگانی). به گمان من اين پيله کردن به اسلام و يا برپايی جنبشهای "غلط انداز" را از اين چشمانداز بايد نگريست. بند کردن به موضوعی که میتوان با آن معرکهای برپا کرد و خودی نشان داد. همين و بس. شوربختانه زندگی ايِرانيان برونمرزی در کشورهای آزاد در سی سال گذشته دستاورد چشمگيری در راستای نزديک کردن ما به دموکراسی نداشتهاست. چرا؟ پرداختن به اين پرسش را به زمانی ديگر وا میگذاريم. Post a Comment Tuesday, November 24, 2009
يکصد و پنجاه سال پيش در چنين روزی نخستين و پُربازتابترين کتاب چارلز رابرت داروين، بنام "خاستگاه گونهها" در لندن منتشر شد. انتشارِ اين کتاب، آنسان كه پيش بيني شده بود جنجالِ فراواني در پی داشت. برخي، پنداره جهان خودرو و بي راهبر را سهمناك ترين خطاي انديشه بشر دانستند و گروهي جانور پنداري انسان را با زهرخندِ تمسخر نكوهيدند. از آن روزگار تا کنون، داروين و داروينيسم، سوژهِ پسنديده اي براي بسياری از طنزآوران و كاريكاتوريست ها بوده است. شماره هاي آن زمانِ مجله پانچ (Punch) كه از ديرپاترين و جا افتاده ترين نشرياتِ طنز در انگلستان بود…… دنبـــــاله.... Post a Comment Saturday, November 21, 2009
من ريشههای ارزشی زبان احمدی نژاد را در اين چگونگی میبينم. زبان سنت گرای ستيزندهای که در برابر دشمنی که شناختی از او ندارد، زخمی و زبون افتاده است و تيری جز زخم زبان برای پرتاب بسوی دشمن ندارد. پس شگفت نيست که زبان چنين کسی، تلخ و گزنده و دشنامآلود و ديوانه وار باشد. زبان آنانی که در چنبر اين چگونگی گرفتاری میشوند، آبشار واژگانی خشمآلود و خونخواه و کينتوزانه است که هدفی جزخنک کردن دل گوينده ندارد. او خود نيز از بيهودگی سخنان خود آگاه است، اما ناگزير از....... دنبـــــاله.... Post a Comment Tuesday, November 10, 2009
1. بيــم و امـيد ذهن انسان درگير بيم و اميد هماره است. بيم از رويدادهای ناگوار و ناخواسته و ناگهانی و اميد به روزها و شبهايی بهتر و آرمانی. انسان تنها جانوریست که با بيم و اميد میزيد و هرگز نمیتواند با يکی، بی ديگری زندگی خود را پیگيرد. اگرچه آرزوی ديرينه انسان اين بوده است که روزی جهان را چنان آرام و رام کند که همه چيزش پيش بينی پذير و دلخواه باشد. اما بدبختانه اين خواهش با ذات زندگی انسان جور در نمیآيد. پيشينيان بسيار زود اين نکته را در يافتهاند و آرزوی جهانی دلخواه را به فردايی افسانهای واگذاردهاند. فردايی که انسان در فردوس آن هرچه بخواهد فراهم میشود و با پای خود بکام انسان اندر میشود. حقيقت اين است که زندگی بی اميد به افسردگی و خودکشی کشيده میشود و انسان بیباک و بیبيم،ديری نمیپايد. البته انسان زندگی سراسر اميد و دلگرمی و شادمانی را دوست میدارد و از هراس و بيمناکی و ترس از رويدادهای ناگوار آينده گريزان است. اين چگونگی سبب شده است تا در گذر تاريخ بسياری از حکومتها، دينها و ايدئولوژیها بيم و اميد را دستمايه بازار خود کنند و انسان را در چنبر ارزشهای خويش بيندازند. هر فرد در جهان تنها يک بار می زيد و اين زندگی همه سرمايه اوست. اين سرمايه با تيک تاک ساعت در گذر است و رو به نابودی دارد. تيک تاک ساعت، صدای گامهای مرگ بسوی ماست يا صدای گامهای ما بسوی مرگ؛ سفری ناخواسته و بی فردا. پس زمان، ارزشمندترين گوهریست که انسان دارد. حکومتها، دينها و ايدئولوژیها دزدان اين گوهرند. پيشتر گفتيم که انسان چون ديگر جانوران، خودکامه و خويشتنخواه است. اين گرايش ذاتی انسان را آموزههای فرهنگی دگرگون میکنند و از خودکامهای درنده خو، زيندهای مهربان و آشتیجو میسازند. خودکامگی انسان سبب میشود که او هرجا زمينه فراهم شود و واهمهای در کار نباشد، ديگران را به بيگاری بکشد. تاريخ درازدامن انسان گواه اين گرايش است. اين چگونگی با دست يازی به دين و اخلاق و آداب و زور شکل میگيرد و با افزايش و کاهش ِ بيم و اميد در ذهن مردم پیگيری میشود. دينبازان با اميد رستگاری و بيم دوزخ و خشم خدا، از مردم در راستای هدفها و برنامههای خود کار میکشند و حاکمان مردم را به اميد فردايی بهتر کاری و کوشا می کنند و از تهيدستی و بیآبرويی و بیچارگی میترسانند. اين پاداش و پادافره چنان در دل ارزشها و آموزهای فرهنگی جا میگيرد و به ذهن کودکان راه میبرد که بيشتر مردم را يارای پرسشگری درباره آنها نيست و همگان آنها را طبيعی و درست و بجا میپندارند. هرچه در سرزمينی دسترسی همگانی به سازههای زيستی نابرابرتر باشد، اقتصاد و فرهنگ و پيوندهای اجتماعی ناموزنتر است و دورويی و نيرنگ و شکلک سازی بيشتر. بهداشت روانی جامعه را با اندازه گيری فاصله ميان حقيقت و تظاهر به آن بايد سنجيد. هرچه دره ميان آنچه هست با آنچه قرار است باشد، پُرپهناتر باشد، جامعه بيمارتر است و مردم آن گرفتارتر. يک نگاه توريستی به جامعه امروز ايران نشان میدهد که شکل بيرونی رفتارها و کردارهای مردم آن سرزمين هيچ پيوند راستی با جهان درونذهنی و رفتارها و کردارهای خصوصی مردم ندارد. در آنجا مردمی میزيند که هنگام بیرون آمدن از خانههای خود ماسکهايی بصورت میزنند که هم خود و هم ديگران از دروغين بودن آنها آگاهند. با آن همه، چون اساس سياست و زمامداری بر دروغ و دورويی استوار است، همگان ناگزير از همراهی با اين تراژدی نکبت بار هستند. پرت نشويم اگرچه بيم و اميد دو اهرم کارا برای درگير کردن مردم در جامعه و بيگاری کشيدن از آن هاست، بيشتر حکومتها، دينها و ايدئولوژیها با کاربرد گسترده بازتابهای روانشناسی بيم و هراس، پايههای ماندگاری خود را محکم میکنند. نخستين گام اين کار برهم زدن امنيت روانی افراد است.پژوهشهای زيادی درباره روانشناسی همزيستی نشان داده است که آرامش روانی، باهمی، مهربانی، دوستی و يکدلی میآورد. اين ويژگیها با نابرابری اقتصادی جور در نمیآيد. آن که خود را استوار و پايدار و شاد و دلگرم میپندارد، اندک اندک ديگران را نيز همانگونه میخواهد. اما کسی که آسايش و امنيت روانی ندارد، تنها بفکر خويش است و همواره به گفته سعدی؛ گليم خويش بدر میبرد زموج. دنبـــــاله دارد Post a Comment |
يادداشت های ابراهيم هرندی پُسـت نوشته های ديگر:مقاله برآيش هسـتی شعـــر طنـــــز پيوندها:کتاب سنج نياک بـلوچ شراگيم ميـداف انديشه و خيال تشنه ای در ميان هزاران مجتبا آقايی آوازهای روزانه کابوس اقليمی مينـا بايگــانی:
August 2004
January 2005 May 2005 August 2005 September 2005 October 2005 November 2005 December 2005 January 2006 February 2006 March 2006 April 2006 May 2006 June 2006 July 2006 August 2006 September 2006 October 2006 November 2006 December 2006 April 2007 May 2007 June 2007 July 2007 August 2007 September 2007 October 2007 November 2007 December 2007 January 2008 February 2008 March 2008 April 2008 May 2008 June 2008 August 2008 September 2008 October 2008 November 2008 December 2008 February 2009 March 2009 April 2009 May 2009 August 2009 September 2009 October 2009 November 2009 December 2009 |
||